|
ایها الناس جهان جای تن آسایی نیست
مرد دانا به جهان داشتن ارزانی است
خفتگان را خبر از زمزمه مرغ سحر
حیوان را خبر از عالم انسانی نیست
عارف عالم و صوفی همه طفلان رهند
مرد اگر هست به جز عالم ربانی نیست
دست حسرت گزی ار یک درمت فوت شود
هیچت از عمر گرانمایه پشیمانی نیست
خانه پرگندم و یک جو نفرستاده به گور
برگ مرگت چو غم برگ زمستانی نیست
حاصل عمر تلف کرده و ایام به لهو
گذرانیده به جز حیف و پشیمانی نیست
ببری مال مسلمان و چو مالت ببرند
بانگ و فریاد برآری که مسلمانی نیست
|