|
امروز هم گذشت روزهای فراوان بدون تو گذشت هر روز به امید دیدارت چشم گشودم و به امید آمدنت خفتم پدرانم در امید دیدنت برای همیشه چشم برهم نهادند و فرزندانم به امید دیدنت لحظه شماری می کنند. آقا جان! نمی دانم من هم با این امید روانه گور می شوم و به اسلاف می پیوندم یا همچون اخلاف روزی دیدارت را تجربه می کنم. به هر امیدی که باشم روزی خواهی آمد شاید من نباشم ولی سر از گور برمیدارم و با آمدن بودن در تجلی ظهور را تجربه می کنم. به امید دیدارت! شاید فردا.....
|