|
گر چه در خاك رفت پيكر تو
ديگر از تن جدا نشد سر تو
دود آتش ز خانه ات برخاست
پشت در جان نداد همسر تو
ظلم برعترتت رسيد ولي
به اسيري نرفت دختر تو
بدنت آب شد ز زهر ولي
تازيانه نخورد خواهر تو
قامتت گشته خم ولي نشكست
پشت تو در غم برادر تو
زهر دادند بر تو ليك نخورد
چوب كين بر لب مطهر تو
سوخت پا تا سرت ز زهر ولي
پاره پاره نگشت پيكر تو
بوده يك عمر در عزاي حسين
اشك جاري ز ديده تر تو
|